شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی را دوست داری
دو پلکش با خجالت بر هم افتاد میان گریه هایش گفت آری
+ نوشته شده توسط علی شیر .عرب پور در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت
10:10 |
شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی را دوست داری
دو پلکش با خجالت بر هم افتاد میان گریه هایش گفت آری
حقوق این وبلاگ محفوظ است وهر گونه کپی برداری ازآن باذکر منبع بلا مانع می باشد بویژه شما دوست عزیز //
نویسنده وبلاگ :از اینکه این وب را
انخاب کرده اید ممنون و متشکرم