>>>>بهار خاطره<<<<
بهار آمد بهار آمد بهاری درودشت و دمن را لاله زاری
دل هر خانه ای شد آب و جارو غزلخوان بلبل و سارو قناری
دل ما هم تکانی خورد از یاد دریغ از سفره های یادگاری
|
خوشا مهمانی و لیل و ره دور گلی چشم انتظارت بیقراری
براهت شبدر و بوی ریاحین ندانی کی رسی کوی نگاری
محول حول و الاحوال گردی صنم را دیده بیند اضطراری
پی وصلش شوی مهمان مهتاب کند غمزه ستاره بیشماری
نسیم آن ربیع و عطر کامش نشینی تا سحر با گل کناری
به زلف و خط مشکین سیاهش کنی جان را فدایش اختیاری
دلا بس کن مقلب القلوبت زمانه را بشد از تو فراری
عرب دلگیر ودنیا را وفا نیست
به یاد یار و یاران در خماری
عید سعید نوروز عید خاطره ها ی مهمانی با مامان وبابا.خنده های کودکانه و شور پرنیانی عشق پروانه ها .......را به شما دوستان بزرگوار و مهمانان عزیز تبریگ گفته و سالی زیبا و بدون دغدغه خاطر وصحت سلامتی برای حضرتعالی و خانواده های محترمتان از ایزد منان خواستارم ///بهروز و ایام بکامتان باد انشالله
ماه بود و دل شیدایی ما بود بهار
شم خضران وترنم گل و گل بود بهار
وه نسیمی که سر زلف بتم میگذرید
خرمن سنبل و پروین که میداد به یار
گنهی بود عرب را به ندامت سحری
ساغری یود و شرابی و شبابی و نگار




