< ،،،،،.غمزه یار،،،،، > 
سه راهی جام گلنارم ببین آن چشم شهلا را بگردش سوی ما ناید غمی جانکاه و فرسا را
رخ زیبای مهتابم چوگیسو گشته افشانش خجل ناهید می گردد ببیند روی مهسا را
هلال آن خم ابرو به جانم تیر پیکانش به خوناب دلم سوگند دریغ آن روی زیبارا
ببخشم جان شیرینم به قوس خط مژگا نش به چشمانش دهیم ای دوست تمام هستی مارا
قسم بر گوشه لعلت که خالش کرده مجنونم سرودل را به یک غمزه ببردی شور یغمارا
بجز اشک کباب دل که شوید روی هر آتش بیا رحمی بکن ای بت وفا یی نیست دنیارا
زهجرانت عرب پیرو،شده خَم قامت و گردن
که شاید همچو مجنونی میان ما و لیلا را


<<<سوخته دل >>>